فصل ها آمدند برای من
من اما نخشکاندم شاخه های سرما زده ی زمستانی را
من اما نمی کشم آوای خفه ی هزارهای سبز را
و زنده نمی کنم پاییزی ترین ابرهای بی باران را
من اما نمی سوزانم فرار خورشید از زبانه های آتش تابستان را
فصل ها می آیند
این بار در تو
ومن هزاران بار فصل میشوم
در ردی از آبی چشمانت
فصل ها تمام و ما ناتمام
چرا که باورمان نبودند فصل ها
برچسب:
نویسنده: پوراحمد