مرگ
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 15:13
مرگ یعنی گندیدن نیمه ی سیب وقتی نیمه ی دیگرش عشق را بین کرم هایش تصویر می کرد
شعر9
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:50
زیبایی در باز و بسته شدن پلک هایت خلاصه شده بود قبل از اینکه بدانم سرچشمه ای است فکرت که بالها از آن لبریز و می برد پستی کهکشان ها را تا بلندای تابوت من و حالا جنس فکرت شده باری در تابوتم از جنس رویا
شعر8
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:51
فصل ها آمدند برای من من اما نخشکاندم شاخه های سرما زده ی زمستانی را من اما نمی کشم آوای خفه ی هزارهای سبز را و زنده نمی کنم پاییزی ترین ابرهای بی باران را من اما نمی سوزانم فرار خورشید از زبانه های آتش تابستان را فصل ها می آیند این بار در تو ومن هزاران بار فصل میشوم در ردی از آبی چشمانت فصل ها تمام ...
شعر7
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:52
خاک تنم گلباران شد از باران بودنت و واژه هایت در مشتی از خاک تنم رقصیدند اینگونه بهارهایم دیگر سرمازده نیستند
شعر6
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:53
سخن چشمانت طراوت شبنم گونه ی لبانت روشن تر کرد شب تاب چشمانم را و رعد دستانمان خاطره ساز نورها شد
شعر5
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:54
عنکبوت می چرخید امیدوار در مدار سبز درخت ومن نگاهم به بی ریشه ترین خاک بود فاصله مان فقط چند تار تنیده نشده بود
شعر4
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:55
زنبور کلامت می مکد شهد جانم را گرده افشانی می کنی در بی روزن ترین شعر دستانم من به معجزه ی گل ها ایمان دارم
شعر3
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:56
لبانت تب شعری است که عجیب گرمم می کند چشمانم کبوترانی که بی هنگام بال دادیشان ودستانت گل هایی پاک که آب دادم تا غرق شوم در جزر و مدشان
شعر2
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:57
در رنگ گندم ها گم شدی در رقص بلوطها زیبایی مژگانت را به جا گذاشتی دمی که سیب خنده آورد برای دلهامان
شعر۱
-
تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:58
در ابهامم که مرده ام دست بر سینه می فشارم ضربان قلبم دریاست موج می کوبد بر سرانگشتان سردت زنده بودنم را و راه می افتیم
همایش شاهنامه خوانی 28 اردیبهشت
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 20:58
عکس های جشن هنرمندان
-
تاریخ: 1393/2/20 ساعت: 21:06
عکس های جشن هنرمندان تجلیل۲۰فروردین
-
تاریخ: 1393/2/20 ساعت: 21:10
هواپیما اینجاست داستان
-
تاریخ: 1393/3/12 ساعت: 16:20
هواپیما اینجاست سر خودکارم را با دو تا انگشت بزرگای پام برداشتم و یاد حرف فریبرز افتادم که بهم می گفت پنجه عقابی وبعد با دستم سر خودکارم را گذاشتم پشتش سعی کردم فکر کنم اما صدای هواپیما آرامشم را می گرفت جاده ی هوایی چند متر بالاتر از سقف اتاقم است اینقدر صدا نزدیک بود که راحت می تونستم با اطمینان ب...
مادرشوهربه این میگن
-
تاریخ: 1392/10/3 ساعت: 21:48
5داستان مادرشوهربه این میگن هوابس ناجوانمردانه سردبود رفتم توحیاط ببینم چقدرتحمل سرمارادارم پیرشدم یانه که چشمم افتادبه غازاکه آبشون تموم شده بود رفتم شلنگ انداختم توتشتشون تاشناکنن دوساله این بچه رادارم پسرم یه سالونیمش که بودگفت زن می خوام
کپری ازبستنی برای خیال های سرمازده
-
تاریخ: 1392/10/3 ساعت: 21:40
داستان 4 کپری ازبستنی برای خیال های سرمازده ازوقتی پتوموازقالی شویی اعتمادآوردن احساس بی هویتی می کنم دیگه چرکای روی سرانگشتای دست چپموروش نمی بینم حتی تارموی چسبیده هم روش نیست دیگه بوی سگ مرده پامونمیده اون پتوخارجیاکه این چندشب
داستانک شماره 1غیرتکراری92
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 1:19
سلام برتوکه اینقدرخدازدت که نشستی وقت بی ارزشتوگذاشتی واسه خوندن داستانکام بوس روچشمات لپام توحلقم قربون چشابادمیموابروپاچه بزیمودهن کشوییم شممممممممممممم خب به قول معلممون که هیچوقت نفهمیدم یعنی چی که میگفت ساکت حرف بزن دیگه ازخودمچکربودن حدی داره آخرنفهمیدم باخودم چندچندم بگذریم لفطااگه اخشال ندار...
داستانک شماره3 مجنون ترازمجنون ترین مجنون دنیا
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 1:13
سلام رویاجان مادرت خبرای خوبی داد می گفت دوست داری بامن صحبت کنی- بله آقای دکتردیگه ازسکوت خسته شدم- نگاهم به سرکچل دکتربودکه گفت بفرمایید- به مجسمه های توی مطبش که همه فیزیک آدموبه رخ می کشیدن نگاه کردموبااستفاده ازروش خل نمایی گفتم دکترمدتیه احساس می کنم دیگه قره قروت دوست ندارم- چی؟-
داستانک شماره2 زهر اُ مثبت
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 1:08
لپام توحلقم بوس واسه خودموخودت بوووسسسسسسس داستانک شماره2 زهر اُ مثبت نمی دونم چقدردویدم نمی دونم فریبرزچقدرالتماس کردفقط می دونم وقتی مسئول آژانس سرکوچمون گفت ماشین نمیدیم به دیوونه زدم توشیشه ودررفتم صداهای زیادی میومدهمه ماشینابرام نوکوچه بالایی صف کشیده بودن راننده هازل زده بودن به خرکردن خودم ...